|
|
|
||||
|
ظاهرا به تازگی ویروسی وارد شده که روی بدن افراد مختلف اثرات مختلف داره . وارد بدن پسر دکتر ما هم شده و باعث شده قندش بره روی ۴۰۰ و یه مدت هم به حالت کما رفته . دکتر از همه خواسته که براش دعا کنن منم از همه شما می خوام حتما دعا کنید این علی کوچولو هر چه زودتر خوب بشه چون الان داره انسولین مصرف می کنه . مثل اینکه ۹ تابچه دیگه هم مبتلا شدند .
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 15:11 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به نظرتون تو دنیایی که مایکل جکسون رنگ پو ستشو عوض می کنه و بازیگرهایی هالییوودی هر چند هفته یکبار جهت نوک بینیشون رو عوض می کنند برای این بچه ها نباید بتونیم کاری بکنیم . اولین باری هست که تو زندگی ام آرزو کردم جراح پلاستیک بودم هرچند که از شغل پزشکی متنفرم
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 18:13 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در ادامه مطلب قبل :
یه چیزی که برای من همیشه جالب بوده اینه که در جوامع مختلف روسپی موجود پستی هست چون زنی است که برای بدست آوردن پول خودش رو می فروشه ولی مردی که برای یه همچین زنی پول میده موجود پستی نیست . در حالیه به نظرم باز خودفروشی برای پول (یعنی عمل روسپی) از خودفروشی برای هوس (یعنی مرد خودفروش) یه چند درجه بالاتر هست
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 13:25 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروز داشتم به یه دوستی می گفتم که چرا موقع نماز خوندن موهامو نمی ذارم تو . چون بهش اعتقاد ندارم !و وقتی سخن از مرجعیت به میان اومد فقط چند تاسوال ازش پرسیدم که چطور می توانیم از آدمهایی پیروی کنیم که هیچ حقی برای من بعنوان یک زن و یک انسان قائل نیستند در حالیکه باید عادل باشند تاصلاحیت پیروی داشته باشند . که مثلا چرا فکر می کنی نباید بچه ات مال تو باشه ؟ یا چرا فکر میکنی بعنوان یک انسان هیچ حق قانونی نداری برای وقتی که نمی خوایی با یک مردی که فقط معتاد نیست! زندگی کنی ؟ جوابی نداد. من هم تلاش بیشتری برای متقاعد کردنش نکردم . امشب وقتی ایمیلم رو باز کردم یه ایمیلی از یکی از دوستانم اومده بود که فکر میکنم از گفته های دکتر شریعتی باشه ! جالبه که من تما ماین موارد رو داشتم صبح به این دوستم می گفتم . شنیدنش از زبان یک مرد کمی برایم تسکین بخش بود کجای این را عدالت می بینید :
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي .... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ... در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد .... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ! من زن ایرانی اهل خودویرانی ................
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:29 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تو نیکی می کن و در دجله انداز ...............
چه بسیار عدو ها که فقط بانی خیراند
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 16:4 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حدود دو سال پیش برادرم در حالیکه از لاین اتوبوس با موتور رد می شد با یک پیکان سواری که در جهت خلاف و از لاین اتوبوس می گذشت ! تصادف کرد .راننده پیکان یه افغانی بود . برادرم حس بویایی اش رو ازدست داد به علاوه جراحات دیگری که در سایر جاهای بدنش منجر به بخیه و شکستگی شده بود . از دست دادن حس بویایی رو پزشکان توی بیمارستان تشخیص دادند و خود برادرم تامدتها متوجه نبود . توی جریان دادگاه ها یی که توی این دوسال باهاش درگیر بودیم به هیچ صورتی نمی شد راننده افغانی رو که در جهت خلاف و از لاین اتوبوس بدون گواهینامه رانندگی !در حالیکه پشت ماشین همسرش که یک ایرانی بود رو متهم کنیم و همیشه برای من این سوال بود که چه اتفاقی داره می افته ! آخر سر یکی از بستگان ما که ریس پلیس سابق کرمان بوده توی جلسه دادگاه شرکت کرد و اثبات کرد که این آقا از هر سمتی که در لاین اتوبوس می اومده خلافکاره ! من زیاد از قوانین سر در نمی آرم ولی خب همه می دونستیم که یه جای کار اشکال داره که یه همچین خلاف به این بزرگی رو نمی شه ثابت کرد. دیروز که از سر کار می اومد خونه توی اتوبوس ب. آر . تی یه عالمه افغانی با لباسهای ایرانی و بیسار شیک و همه با یکی یه دونه بچه لپ گلی که همشون هم شکل هم بودند برخوردم (حال دیگه به دلار پول در می آرن به ریال خرج می کنند چرا نیان؟؟). یه خانومی روبروی من نشسته بود و هی سعی می کرد با ایما و اشاره یه چیزایی به من بفهمونه . نزدیکتر نشستم تا ببینم چی می گه . مددکار اجتماعی بود و روی پرونده ای کار می کرد که مربوط به افغانی هایی می شد که درجریان اخراجشون از ایران همسران ایرانی خود که اکثرا دختران پایین شهری بودند رو قبل از خروج از ایران این ور مرز سر بریده بودند( برای انتقام گیری از دولت ایران )! و خودشون به افغانستان رفته بودند . اینجا بود که منم شروع کردم به درد دل که برادرم من هم با افغانی تصادف کرده و نه می تونه دیشو بگیره و نه حتی می تونه اونو مجرم کنه ! که خانومه چیز جالبی گفت : این افغانی ها در مملکت ما اجازه پشت رول نشستن ندارند و همینطور داشتن گواهینامه و حساب بانکی! البته ظاهرا ! برای همینه که شما نمی تونید چیزی رو ثابت کنید ! یاد چی می افتید : کاپیتولاسیون : شما از سگ آمریکایی هم کمتر هستید ! که حالا تبدیل شده اند به ملیت بافرهنگ تر و متمدن تری به اسم افغانی !
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 9:16 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
+
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 7:40 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برای همه دوستانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند مخصوصا پردیس که این آخری ها نبوده:
+
نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 8:43 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است
دسته اول
دسته دوم
دسته سوم
دسته چهارم پ .ن :پردیس این آف ها رو جواب بده وگرنه زنگ می زنم به ناین وان وان ها !
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 19:9 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یعنی به برکت این نظام مقدسمون تا حالا آبکشی نکرده بودیم که اونم شروع شده . هر روز باید به دبه بگیریم دستمون بریم آب بیارم طبقه چهارم !از یک ماه پیش که آبگیری مترو شریف بوده و آب ما ۵ روز قطع شده بود! ( وبنده آواره منزل بستگان شده بودم) آبمون کم فشار بود تا اینکه به سلامتی داره کم کم قطع می شه ! هر ۶ واحد موجود در ساختمونمون زنگ زدیم به اداره آب جوابهای قابل تاملی دادند :
پاسخ به تلفن اول : به علت بحران زلزله است ! پاسخ به تلفن دوم : فلکه سر کوچه شما مشکل داره پاسخ به تلفن سوم : باید یه پمپ فشار قوی بذارید پاسخ به تلفن چهارم : یه استشهاد بنویسید به اداره آب ! کاشکی راحت تر می پذیرفتیم که هیچی نیستیم! و این انقلاب را هم مثل دیگر کالاهامون که به قیمت کمتر از فروش در مملکت خودمون به جاهای دیگه صادر می کنیم و البته همش برگشت می خوره به گفته رئیس جمهمور محترممون بیشتر صادر می کردیم تا مصرف !
+
نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 12:52 توسط لاله
|
|
|||||
|
|||||